نگذار به بادبادک ها شلیک کنند (جیبی)

وضعیت موجودی موجود
1 رای
تعداد صفحه: 120
سال چاپ: 1398
قطع: جیبی
مترجم: فرهاد سخا
مناسب برای: بزرگسالان
موضوع: داستان کوتاه خارجی
ناشر: ماهی
نوع جلد: شومیز
نویسنده: فریده چیچک اوغلو
قیمت: 12,000 تومان

نگذار به بادبادک ها شلیک کنند (جیبی)

کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند (جیبی) توسط فریده چیچک اوغلو در 120 صفحه به چاپ رسیده است.

فریده چیچک‌اوغلو، در سال 1951 در آنکارا متولد شد. تحصیلاتش را در رشته‌ی معماری در دانشگاه میدل‌ایست آنکارا به پایان رساند و راهی امریکا شد. در سال 1976 از دانشگاه پنسیلوانیا دکترای معماری گرفت و در بازگشت به عنوان استادیار دانشگاه به تدریس پرداخت.

در 1980 به‌دلایل سیاسی بازداشت و محکوم به چهار سال زندان شد. بعد از آزادی از زندان به عنوان ویراستار در انتشاراتی مشغول به کار شد.

نگذار به بادبادک‌‌ها شلیک کنند اولین اثر اوست که در سال 1986 منتشر شد. در 1987 فیلمی بر اساس آن ساخته شد که فیلمنامه‌اش را خودش نوشت. این فیلم با موفقیت عمومی مواجه شد. چیچک‌اوغلو در 1990 در نوشتن فیلمنامه‌ی فیلم سفر امید همکاری کرد. این فیلم در 1991جایزه‌ی اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی را از آن خود کرد.

نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند رمانی برای نوجوانان است. فریده چیچک‌اوغلو، نویسنده‌ی ترکیه‌ای این داستان، مفاهیم عمیق انسانی، چون آزادی و عدالت را در تار و پود روایت تنیده و و آن را از زبان یک کودک بیان ‌کرده است.

«باریش» پسرکی است که به جرم فعالیت‌های سیاسی مادرش، به همراه او به زندان افتاده است. او در این زندان دنیای خودش را دارد و شاهد شرایط و سختی‌های زندگی زندانیان است. در این میان باریش با یکی از زنان زندانی به نام «اینجی» ارتباطی صمیمی و دوستانه دارد. وقتی اینجی از زندان می‌رود، باریش آرام و قرار ندارد. او برای اینجی نامه‌هایی می‌نویسد که امیدوار است در میان میله‌های زندان گیر نکنند و به دستش برسند. این کتاب پر است از حرف‌هایی ناب با زبان کودکانه و معصومانه‌ی باریش. عدالت، آزادی، شجاعت، بخشندگی، همه چیزهایی هستند که باریش آن‌ها را در چهاردیواری زندان جست‌وجو می‌کند.

قسمتی از متن کتاب:

در می‌زنیم. اما خبری نمی‌شود. باران تندتر می‌شود. «ای داد و بیداد، الان است که باران کف ها را بشوید و ببرد!» آها، دارد صدای پا می‌آید. این صدای پای همان عموکلیدی است که یک عالمه کلید دارد! از صدای کلیدهایش می‌فهمیم. آن یکی عموکلیدی‌ها فقط یک کلید دارند، آن هم کلید درِ سلولی که نگهبانش هستند. آن خاله هم که نگهبان سلول ماست، فقط یک کلید دارد. اینجی، چرا همه به او «ننه نگهبان» می‌گویند؟ حتی مادرم هم او را این‌طور صدا می کند. مگر او مادر همه‌ی زن هاست؟ او که ما را زندانی کرده. مگر مامان‌ها هم بچه‌هایشان را زندانی می‌کنند؟ من او را «خاله کلیدی» صدا می کنم. «عموکلیدزیاده» را هم همه «سرنگهبان» صدا می‌زنند. بیشترین جیرینگ جیرینگ مال اوست، چون کلید همه‌ی سلول‌ها را او نگه می‌دارد

شما می توانید با خرید کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند (جیبی) از بانک کتاب یکتامهر در سریعترین زمان ممکن آن را درب منزل یا محل کار خود تحویل بگیرید.

تلفن:                                                                                      66403535-021

 

نگذار به بادبادک ها شلیک کنند (جیبی)

ویژگی ها
تعداد صفحه: 120
سال چاپ: 1398
قطع: جیبی
مترجم: فرهاد سخا
مناسب برای: بزرگسالان
موضوع: داستان کوتاه خارجی
ناشر: ماهی
نوع جلد: شومیز
نویسنده: فریده چیچک اوغلو

نظرات کاربران درباره نگذار به بادبادک ها شلیک کنند (جیبی)

نظری در مورد این محصول توسط کاربران ارسال نگردیده است.
اولین نفری باشید که در مورد نگذار به بادبادک ها شلیک کنند (جیبی) نظر می دهد.

ارسال نظر درباره نگذار به بادبادک ها شلیک کنند (جیبی)

لطفا توجه داشته باشید که ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
طراحی و اجرا: فروشگاه ساز سبدخرید