دامنی از گل
کتاب «دامني از گل» گزيدهاي از گلستان سعدي است که به گزينش و شرح دکتر غلامحسين يوسفي تدوين شده است. در مقدمهي اثر ميخوانيم: «قرنهاست گلستان هميشه خوش سعدي را ايرانيان و فارسيزبانان و فارسيخوانان در ايران و افغانستان و هندوستان و تاجيکستان و آسياي صغير و ديگر کشورهاي جهان با شوق و ذوق فراوان ميخوانند و هنوز طراوت آن پژمردگي نيافته و باد خزان را بر ورق او دست تطاول نرسيده است.
بيگمان گزيده گلستان به واسطهي تنوع حکايات و حالات مختلف آنها براي خوانندگان جاذبهاي خاص تواند داشت،حکاياتي که گاه بسيار کوتاه و در دو سطرست و گاه چند صفحه را در برميگيرد. به علاوه نثر آهنگين و گوشنواز و بسيار زيباي سعدي - که قرنهاست ذوق فارسيزبانان از آن مترنم است، نثري آراسته و در عين حال ساده است. از لحاظ گزينش و زدودگي کلمات و حسن ترکيب و لطف بيان، قدرت قريحهي سعدي شگفتآور است، به حدي که هر انديشهي معروف و معهود را ميتواند به چنان کسوتي زيبا درآورد که پرتاثير و پايدار بماند.»
ديباچهي گلستان اين گونه آغاز ميشود: «منت خداي را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزيد نعمت. هر نفسي که فرو ميرود ممد حيات است و چون برميآيد مفرح ذات. پس در هر نفسي دو نعمت است و بر هر نعمتي شکري واجب...»
پیاده ای سر و پا برهنه با کاروان حجاز از کوفه بدر آمد و همراه ما شد و معلومی نداشت و خرامان همیرفت و میگفت:
نه به استر بر سوارم نه چه اشتر زیر بارم
نه خداوند رعیت نه غلام شهریارم
غم موجود و پریشانی معدوم ندارم
نفسی میزنم آسوده و عمری میگذارم
*****
اشتر سواری گفتش ای درویش کجا میروی برگرد که به سختی بمیری نشنید و قدم در بیابان نهاد و برفت چون به نخله محمود در رسیدیم توانگر را اجل فرا رسید درویش به بالینش فراز آمد و گفت ما به سختی بنمردیم و تو بر ،بختی بمردی.
شخصی همه شب بر سر بیمار گریست
چون روز آمد بمرد و بیمار بزیست
*****
ای بسا اسب تیز رو که بماند
که خر لنگ جان بمنزل برد
بس که در خاک تندرستان را
دفن کردیم و زخم خورده نمرد
دامنی از گل
ویژگی ها | |
---|---|
تعداد صفحه: | 473 |
سال چاپ: | 1402 |
قطع: | رقعی |
ناشر: | سخن |
نویسنده: | غلامحسین یوسفی |
برند |
|